خرید بک لینک
شب گذشته من و او چه خواب خوبی بود

در آن سیاهی شب آفتاب خوبی بود

همیشه موقع دیدار او دلم می ریخت

اگرچه ترس نبود اضطراب خوبی بود

گناه نیمه شب ما کلام حافظ شد

گناه نیمه شب ما ثواب خوبی بود

................................

رقعه - سید حمیدرضا برقعی

با یاد او


برچسبها: حمیدرضا برقعی

برچسب: نویسنده: طاها رضایی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 1:56

رشک پری... نه کسی آید به برمنه ز کس باشد خبرمبه خدا از جان گذرم تو جلوه گریسوی تو آورده دلمبه بلا خو کرده دلمز غمت پرورده دلم ای رشک پریبه خدا دلخواه منیبه شب من ماه منیز چه رو جانکاه منیصبرم ببریتو مرو از محفل مندل من شد قاتل منتو نجو از این دل من دیوانه تریچون برق بلائی در خرمن مائیبه بلا کشیم چوب

برچسب: نویسنده: طاها رضایی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 1:56

بایزید بسطامی را پرسیدند:
اگر در روز رستاخيز خداوند بگويد چه آورده ای؛ چه خواهی گفت؟
بايزيد فرمود:
وقتی فقيری بر کريمی وارد ميشود به او نميگويند چه آورده ای، بلکه ميگويند چه ميخواهی....

با آسمان..

نويسنده:علیرضا | جمعه دهم دی ۱۳۹۵ |

برچسب: نویسنده: طاها رضایی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 1:56

مردی روستائی پسری داشت که دوران بلوغ را پشت سر گذاشته و به حد مردان رسیده بود. روزی به زن خود گفت:
اگر تنگ دستی و سختی معاش ما همچنان ادامه یابد ناگزیر برای عروسی پسرمان باید خر را بفروشیم.
این سخن را پسر شنید و از آن روز به بعد هر دفعه که پدر لب به سخن می گشود پسر به میان حرف او می دوید و میگفت از خر بگو...

برچسب: نویسنده: طاها رضایی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 1:56

اسکندر مقدونی در جنگی در میان لشگریانش سربازی دید که بر اسبی لاغر و علیل سوار است. سرزنشش نمود و گفت: شرم نداری با این اسب به معرکه آمده ای؟سرباز خندید. اسکندر تعجب کرد و گفت: من به تو عتاب می کنم و تو می خندی؟ سرباز گفت: من بر اسبی سوارم که هرگز نمی توانم با آن از جنگ بگریزم اما شما بر اسبی سواری

برچسب: نویسنده: طاها رضایی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 1:56

یحیی نبی ابلیس را دید، گفت: کیست که وی را دشمن تر داری، و کیست که وی را دوست تر میداری؟
ابلیس گفت:
پارسای بخیل را دوست تر دارم، که او جان همی کند و طاعت همی کند، اما بُخل وی آن همه باطل گرداند و گناهکار بخشنده را دشمن تر دارم که او خوش همی خورد و خوش زندگی کند، و ترسم که خدای تعالی بر وی به سبب سخاوتش، رحمت کند و وی را توبه دهد...

قصص الانبیاء

با آسمان

برچسب: نویسنده: طاها رضایی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 1:56

ﺧﺎﻧﻢ ﺳﻔﻴﺪ ﭘﻮﺳﺖ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ ﺩﻭ ﺳﺎﻟﻪ ، در ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯﻫﺎﻯ پرازدحام ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻳﻰ ﺍﻳﺮﻓﺮﺍﻧﺲ ، ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ صندلی اش، ﺍﺯ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺁن ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ . ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻧﻢ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺁﻗﺎﻯ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﻴﺸﺪ !! ﺧﺎﻧﻢ ﻓﻮﺭﺍ ﺧﺪﻣﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺟﺪﻳﺪ ﻣﻴﻜﻨد ، ﺧﺎﻧم ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺍ

برچسب: نویسنده: طاها رضایی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 1:56

صفحه بندی