در آن سیاهی شب آفتاب خوبی بود
همیشه موقع دیدار او دلم می ریخت
اگرچه ترس نبود اضطراب خوبی بود
گناه نیمه شب ما کلام حافظ شد
گناه نیمه شب ما ثواب خوبی بود
................................
رقعه - سید حمیدرضا برقعی
با یاد او
برچسب:
نویسنده: طاها رضایی
برچسب:
نویسنده: طاها رضایی

با آسمان..
نويسنده:علیرضا | جمعه دهم دی ۱۳۹۵ |
برچسب:
نویسنده: طاها رضایی
مردی روستائی پسری داشت که دوران بلوغ را پشت سر گذاشته و به حد مردان رسیده بود. روزی به زن خود گفت:
اگر تنگ دستی و سختی معاش ما همچنان ادامه یابد ناگزیر برای عروسی پسرمان باید خر را بفروشیم.
این سخن را پسر شنید و از آن روز به بعد هر دفعه که پدر لب به سخن می گشود پسر به میان حرف او می دوید و میگفت از خر بگو...
برچسب:
نویسنده: طاها رضایی
برچسب:
نویسنده: طاها رضایی
قصص الانبیاء
با آسمان
برچسب:
نویسنده: طاها رضایی
برچسب:
نویسنده: طاها رضایی